معتاد شده ام
به عاشقانه نوشتنت؛
به شاعرانه خواندنت؛
به خواستنت از پسِ تمامِ کلمات؛
از نهایتِ همین فاصله ی لعنتی
که با وهم و خیال هم پُر نمی شود...
معتاد شده ام
به اینکه در انبوهِ بی وسعتِ واژه ها،
تو را جستجو کنم...
عطرت را حس کنم...
دستانت را لمس
و چشمانت را...
راستی
گفتی چشمانت
همرنگِ کدام یک از مداد رنگی های کودکی ام بود...؟!
"غزل"
+باید بیشتر با تنهایی م رفاقت کنم...
++"کافه چی" کجایی؟؟؟!!!
ما را در سایت 101 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 92