لازم می دونم اینم اضافه کنم:
"عشق" یه پدیده ی کاملا بی منطقه. برای همینم کسی که اساساً باهاش بیگانه ست و قبولش نداره نمی تونه وضعیت آدمی مثل منو بفهمه. منطق یعنی دلیل و هر دلیلی که برای دلبستگی بیارید عشق رو منتفی می کنه و میشه یه احساس خودآگاهانه و حساب شده و خودخواهانه. احساسی که مدام داره ارزیابی و بررسی میشه. عشق منطقی و بی منطق نداریم که. از نظر من عشق فقط خودش یه دونه ست. بی منطق و بی دلیل و گاهی به شدت حزن انگیز که مسیر صعب العبوری هم داره و قطعا هر کسی مجنون و فرهاد نمیشه. به هر حال اصراری ندارم کسی احساسم رو بپذیره و باور کنه. راستش در پایان دهه ی سوم زندگی م دیگه حس و حالی برام نمونده که سر و کله بزنم و به دیگران اثبات کنم چی درسته چی غلط. هر کس هر نظر و طرز فکری داره برای خودش محترمه و حتی می تونه مثل ربات زندگی کنه اما به قول خواهرم خدا منو ساخته برای ریاضت کشیدن و نه تنها ازش شاکی نیستم بلکه ممنونم که با همه ی ابعاد مردونه م توی زندگی، دلم هنوز ظریف و شکننده و حساسه و پر از زنانگی های تلنبار شده...
+حرکتتون واقعا بچه گانه بود دوست عزیز! ببخشید اینو گفتم اما به شدت بهم برخورد. به هر حال هر کس مسئول رفتارها و طرز فکر خودشه پس مختارید... می خواستم جواب کامنتتون رو توی وبلاگتون بدم که دیدم حذف کردید. از شما بعید بود!
یا حق...
101...ما را در سایت 101 دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 87